تئاترخلخال
تار و پود من
|
|
نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
خبرگزاري جمهوري اسلامي ۱۸/۰۲/۸۷ تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۱۸/۰۲/۸۷
فرهنگ و هنر به گزارش روز چهار شنبه روابط عمومي هفتمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان، در محله بررسي متون نمايشي متقاضي شركت در اين دوره از جشنواره ۳۵ نمايشنامه از شهرستانهاي سراسر كشور پذيرفته شدند. بر اين اساس نمايشنامههاي شكل پنجم آفرينش به كارگرداني ياسر محمودي از ساري، اندر حكايت بلديه اصفهان به كارگرداني رحمان هوشياري از كرمانشاه، يك روز روشن خدا به كارگرداني پوريا كريمي از لاهيجان، شب هزار و يكم به كارگرداني سارا نيك طبيعت از رشت، هنگامه به كارگرداني مانلي حسين پور از رشت، شب نامه مجلس بيخوابي و مجلس تلخ نامه بانوي بادسوار هر دو به كارگرداني وحيد دريشي از بندر انزلي و نمايشنامه رستگاري در ساعت ۲۵به كارگرداني سعيد جمشيدي از كرمانشاه براي مرحله ارزيابي اجرايي انتخاب شدند . همچنين نمايشنامههاي زنان آفتابي مرد مهتابي به كارگرداني مينا سپهوند از خرم آباد، سوز ماهي به كارگرداني عليرضا زارعي از ميناب، خانه به كارگرداني تلما حسين پور از رشت، عاشقانه تا هشت بشمار به كارگرداني عدالت فرزانه از خلخال، رسم ديار به كارگرداني احمدرضا قنبريان از شهرضا، و نمايشنامههاي ناخوانده و كور كور هر دو به كارگرداني محمدحسين داودي از بناب، بليط ما كجاست به كارگرداني كيانوش بهروزپور از همدان، گم پيدا به كارگرداني شمس الله اكبري از خمين، از درون به بيرون به كارگرداني امير كفشدار جلالي از آستانه اشرفيه و نمايشنامه خيال روي خط موازي به كارگرداني هادي شباني از تربت حيدريه جهت ارزيابي اجرايي هفتمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان مرعفي شدند . براين اساس نمايشنامههاي جادهاي به سوي كعبه به كارگرداني مشترك عطاءالله فولادي و ارتقايي از خرمشهر، شكل پنجم آفرينش به كارگرداني فاطمه مهدي آبادي از كرمانشاه، ابريشم بانو به كارگرداني سارا نجاتيان از تربت حيدريه و نمايشنامه ميخواستم ببوسمت به كارگرداني اميرمسعود بيگدلي از اهواز، يك تكه از گفتار گم شده به كارگرداني سامان خليليان از اهواز، بانوي شهر و نقل رخ خورشيد هر دو به كارگرداني هومن ميرمعنوي از رشت، مثل خاري در انگشت به كارگرداني حنانه قشنگي از تبريز، جادهاي به سوي كعبه به كارگرداني هومن ميرمعنوي از رشت، مفرد مذكر غائب به كارگرداني ميثم كرمي از محلات، عروس پيامبر به كارگرداني مجيد واحدي زاده از اردبيل، ماه در محاق به كارگرداني مريم كلانتري و كريم علي خواه از اروميه، ماه و مه به كارگرداني اتابك انوي از خرم آباد و نمايشنامه روزهايي كه به يادت گذشت به كارگرداني فاطمه ابرار پايدار از همدان، رقص كاغذپارهها به كارگرداني غزل بهارستاني از لارستان از جمله آثاري هستند كه جهت حضور در مرحله ارزيابي اجرايي هفتمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان معرفي شدند. هفتمين جشنواره سراسري تئاتر بانوان با حضور گروههاي نمايشي از تهران و شهرستانها از ۴تا ۱۶تيرماه در تهران برپا ميشود. نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
یک خوان از هفت خوان جشنواره یک خوان از هفت خوان جشنواره
بازخوانی متون نمایشی (قریب به نهصد متن از سراسرکشور) در هفتمین جشنواره سراسری تئاتربانوان به پایان یافت متن نمایشی /عاشقانه تا هشت بشمار / به نویسندگی دکتر چیستا یثربی/کارگردانی : عدالت فرزانه به مرحله بازبینی راه یافت (یک نفس راحت)و اما..گاومون زائید این کارقرار است در شهر اردبیل با همکاری ادارات ، انجمنها ودوستان هنرمندی که طی مذاکراتی به کاردعوت شده اند از بیستم اردیبهشت ۸۷ کلید بخورد (با امید موفقیت) نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
نگاهی به تئاتر آوانگارد نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
نگاهی به تئاتر آوانگارد ( پیشتاز ) نگاهی به تئاتر آوانگارد ( پیشتاز ) ادامه مطلب نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
پيرامون بيانيه روزجهاني تئاتر
به كوشش : شهرام خدايي بهار 87 ازآنجايي که هنربي ترديد حاصل انديشه وذهن فعال و خلاق هنرمنداست درظرف عيني، پس صاحب هنرلازم است درخلوت خود و در محيطي انديش ناك دست به آفرينش هنر – اين ويژه ترين ويژگي نوع بشر – زند و البته که اين چنين نيزمي شود . نگارگر،نويسنده،شاعر،موسيقي دان،مجسمه سازو... همگي طالب محيطي توام با آرامش برای آفرينش پديده ايي خاص هستند. امادرتئاترقضيه کمي ديگرگونه است. نمايشي که برروی صحنه اجراميشود/حاصل تلاش يک گروه منسجم وهماهنگ انسان های فعال وباتجربه ای است که ماه هادرکنارهم کارکرده اند و نتيجه فعاليتشان هم اکنون روی صحنه جاری است ، تئاتريک فرايند گروهي است واجرای يک نمايش به کوشش وهمکاری تمام اعضای گروه متکي است. حتي اجرای يک نمايش يک نفره هم دراصل يک حرکت گروهي محسوب مي شودوبه کارمشترک نمايشنامه نويس – کارگردان وبازيگر- صحنه آرا- نورپردازو... حتي متصدی وراهنمای سالن بستگي دارد. از زاويه ای ديگر، موسيقي - حجم يا نقاشي وحتي سينمادرخلوت ،بازهم هنرندوعرضه مي شوند اماتئاترنه. چرا؟ همه مي دانيم که ويژگي مهم تئاترکه در عين زيبايي فضيلت آن نيز محسوب مي شود آن زمان است که تماشاگروبازيگر- رودر رو- همنفس ونزديک هم زيريک سقف تجربه جاری روی صحنه را بچشند وعبرت بگيرند و عبرت بگيرانند. واين خود دليلي ازدلايل عمده اين مدعاست که هنرتئاتربيش ازآنچه تصورمي شود اجتماعي است . چه ازلحاظ توليداثرکه اشاره شد وچه ازنظر ارائه اثرکه آن نيز نيازمندجمعي انساني است. همين اجتماعي بودن هنرتئاترآن راباتمدن بشری هميشه درتعامل داشته است . بزعم لويي ژووه "تئاتر يكي از نخستين فعاليتهاي انساني و از جمله پايدارترين و شايد هم برترين آنهاست و حقيقي ترين و ثمربخش ترين قدرت خلاقه انساني از طريق تئاتر به منصه ظهور مي رسد ." تماشا يا اجراي يك تئاتر تنها مرور داستان يك قوم و ملت نيست / بلكه حقيقي ترين و زنده ترين گواهي يك تمدن است . تاجائي که ويل دورانت پژوهشگربزرگ تمام اعصار و صاحب تاريخ تــــمدن مي نويسد: ((اگرتئاترنبود، تمدن بشری به اينجا نمي رسيد.)) - حال بااين مقدمه بيش ازپيش به جمع انساني تعلق داشتن تئاترمي انديشيم وازآنجائي که هيچ هنـــری درهيــــــــچ مـــــــــرزی نمي تواند محدودباشد و از طرفي ديگر، ايده دهکده جهاني اين روزهاباپيشرفت های تکنولوژيک بيش از پيش عملي شده ضرورت هنرتئاترنيز درميان تمام ملل جهان بيش ازپيش خودنمايي مي کند و اين تا جايي پيش رفته که هنرتئاترصاحب روزجهاني ويژه ای شده است كه موضوع بحث اين سطور است. - دراين روزسعي مي شودتعلق جهاني/ انساني واجتماعي اين هنرمقدس وانساني يادآوری گردد. در اينجا خالي ازلطف نخواهدبود که به تاريخچه مختصر اين روز اشاره کنيم. " درسال های پاياني دهه چهل، قرن پيش وبعدازدو جنگ خانمانسوز جهاني که موجب نابودی وهلاکت هزاران انسان بي گناه شد، سازمان ملل متحدبا سياست هاي ايجادصلح، دوستي و ميانجيگری ميان کشورهای تنش زا و همچنين تلاش برای رسيدن به يک آرامش جهاني تشکيل شد. سازمان ملل پس از انسجام و اعتبار بيشتر در امور مربوطه به بسط و گسترش ارگانهاي وابسته پرداخت و در اين بين بنيادفرهنگي جهاني بنام يونسکو تشكيل شد . بنياد فرهنگي يونسكو كه در زمينه هاي مختلف علمي فرهنگي و هنري فعاليت دارد . در زمينه ي هنرتئاتر-بعنوان يکي ازبهترين عوامل ايجادصلح ودوستي و نيز وسيله و امكان بيان عقايد وانديشه ها و احساسات بشری – انيسيتو بين المللي تئاتر (I T I) را در 1947 بنيان نهاد. اين ارگان و نهاد جهاني وظيفه رسيدگي سازمان دهي و سامان دهي به وضعيت تئاتر كشورها را دارد و ظاهرا در هر كشوري دفتر نمايندگي دارد . درسال 1962 بنا به پيشنهادنماينده كشور فلاند در سازمان ملل متحد مقررشد يک روز از ايام سال رابه نام روزجهاني تئاتر انتخاب و نامگذاری نمايند ودر چنين روزی يکي ازچهره های شاخص تئاتر دنيا بيانيه ای با اهداف بشردوستانه/ صلح و البته تئاتروانسانها صادرنموده و به مردم جهان ابلاغ و اعلام گردد. ونيز مراکزتئاتری کشورها طي مراسمي ازاين هنرو دست اندرکاران آن تقدير وتجليل بعمل آورند. زمان برگزاري اين گراميداشت 27 ماه مارس ميلادي انتخاب شده است . و دليل . ازآنجائي به نظر اروپائيان ريشه تئاتر ازآئينها/ جشنها/ نيايشها و جشنواره های يوناني بوده ونيز مشهورترين اين جشنواره هابنام و بجهت بزرگداشت ديونوسوس، يکي ازخدايان اساطيری يونانيان باستان با عناوين و كاركردهاي مربوط به باروري زمين و طبيعت - دراوايل فصل بهاربرگزار ميشده لذا بنظر ميرسد (ITI) از اين جهات چنين ايامي رابرای برگزاری روزجهاني تئاتر مناسب تشخيص داده است وروز 27 مارس هرسال که مصادف با هفته اول فصل بهارهرسال مي باشد( 7 فروردين در تقويم خورشيدي ) بنام روزجهاني تئاتر انتخاب وبيانيه ويژه آن صادرمي شود. اولين بيانيه روزجهاني تئاتر در تاريخ 27 مارس 1962 توسط ژان کوکتو نمايشنامه نويس وفيلم ساز معروف فرانسوی صادرشد. نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
روزجهانی تئاتر (مبارک) متن پیام روز جهانی تئاتر توسط روبر لوپاژ Robert Lepage 27 مارس 2008 ـ 7 فروردین 1387 پیرامون خاستگاه هنر تئاتر، حدس و گمان های بی شمار وجود دارد، که از آن میان یکی بیش از بقیه ذهن مرا به خود مشغول می دارد: شیوه ی قصه پردازی: شبی، در روزگارانی کهن، انسان هایی، در اندرون غاری، گرد آتش نشسته اند، گرما است و بیان «ماجراها» (ی شکار)، به ناگاه، کسی از آن میان برمی خیزد با این «اندیشه» که قصه ی خود را با پیکره ی خویش به تصویر کشد، تصویری بزرگتر از پیکر قهرمانان خود، سایه وار، در پرتوی شعله ها بر دیواره ی غار. و غارنشینان، حیرت زده از اين دیدار، دیدار سایه هایی تنومند یا حقیر، سرکوبگر یا سرکوب شده، آفریننده یا میرنده. امروزه روز، نه شعله های آتش، که درخشش پروژوکتورها است، و نه دیواره های غار، بلکه امکانات صحنه ای است که جایگزین شده. این حکایت ـ بر خلاف نظر نابخردان ـ یادآور این نکته است که «تکنولوژی» از همان آغاز راه تئاتر حضور داشته است، نه به عنوان یک «خطر» بلکه به مثابه ی عنصری در برقراری ارتباط، که هنوز نیز همچنان هست. رمز ماندگاری تئاتر به قابلیت این هنر وابسته است در ابداع انواع گونه گون ابتکارات صحنه ای و بیان تازه، که اگر جز این بود به راستی چگونه می توانست دگرگونی های عصر خویش را بازتاب دهد؟ چگونه می توانست نیکوترین تفاهم ها را در میان انسان ها گسترش دهد؟ چگونه، اگر خود آزادمنش نبود؟ چگونه می توانست در حل مشکلاتی نظیر تعصب، تحجر، انحصارطلبی و نژادپرستی به خود ببالد، بی آنکه خود همگرا و سازگار باشد؟ هنرمند باید برای بازتاب مجموعه ی دشواری های جهان، شیوه ها و امکانات تازه ای پیشنهاد کند، به هوشمندی و درایت تماشاگران متفکر اعتماد کند، به کسانی که توانایی تشخیص تصویر ـ سایه ی انسان ها را در برابر بازی ابدی نور و تاریکی دارا هستند. این نیز حقیقتی است که بازی بیش از حد با آتش، خطرناک است، سوزاننده، و در عین حال روشنایی بخش و شگفت انگیز. ترجمه از ناصر حسینی مهر نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
تاریخچه نمایش درایران نگاهی به تاريخ نمايش در ايران از آغاز تا سال ١٣٥٧
(چاپ شده در نشريه “تلاش“ شماره ٢٣) نيلوفر بيضايی ادامه مطلب نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع:
تئاتر روز كريگ ميگويد: "تئاتر آينده تئاتر ديدها خواهد بود نه تئاتر گفتارها يا تئاتر كلمات قصار."۱ نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
تئاتر همان هنري است كه نشان دهنده پيكار و رهايي است. نشان اضطراب و تزكيه نفس هست. واژه نمايش به دليل تفاوت در سنت و سابقه فرهنگي ،تاريخي،با مفهوم تاتر متفاوت است.نمايش ارتباط بيشتر وغني تري با آيين دارد و جدا از بستگي هاي گوهري اش به گونه هاي كهن تر«روايت»و «اسطوره» مهمترين تفاوتش با تئاتردر اين است كه نمايش با قصد وهدف حل شدن انسان در تماميت هستي ورسيدن به حقيقت وجود اجرا مي شودو در اين قصد تمايز و تفكيكي ميان نمايشگر و تماشاگر وجود ندارد ادامه مطلب نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
مديريت تمرين درتئاتر كارگردان تئاتر با یك «ایده»یا «خیال» یا طرح حركت هنرپیشه ها روی صحنه ودكوركامل به تئاترنمی آید. آرزویش این نیست، كه فكر بخصوصی راروی صحنه پیاده كند. وظیفه ی كا رگردان تحریك و تشویق ِهنرپیشه و موسیقیدان و نقاش و دیگران به آفرینش است و هماهنگ كردن كارآنها. مفهوم تمرین این نیست كه كارگردان فكرخودش را به هرترتیبی كه شده به مرحله ی عمل درآورد. او باید به ”تجربه” اهمیت بدهد. یعنی اینكه راه ها و شیوه های گوناگون راامتحان كند، تجربه كند. نباید بگذارد مجبورش كنند، تنها یك راه را قبول كند و راه های دیگر را امتحان نكند. این كارخیلی خطرناك است. راه حل درست یكی از راه حل هاست و به زحمتش می ارزد، كه آدم همه ی راه حل هارا امتحان كند. این كار باعث تقویت راه حلی، كه انتخاب شده می گردد. ازآنجا كه همكاران تئاتری هركدام سرعت انتقال و تخیل خاص خودشان را دارند، به این طریق می توان همه را به بازی و تمرین علاقه مند كرد.
كارگردان باید بحران آفرین باشد! البته نباید ازاین واهمه داشته باشد، كه اقراركند، راه حلی به نظرش نمی رسد. اعتماد همكارانش نسبت به او باید دراین مسأله باشد كه او می تواند نادرستی یك راه حل را نشان بدهد. كار كارگردان ایجاد شك و سؤال است. باید راه را بازكند تا مقایسه بشود، تا تجربه ها به بحث گذاشته شود. اوایل این شیوه كاركردن خیلی مشكل است، چون هنرپیشه های باسابقه، یا هنرپیشه های قوی تر معمولاً جلوی كاررا می گیرند و بازی را از دست هنرپیشه های دیگردرمی آورند. كارگردان باید مانع از این كاربشود. هیچ چیز از راه حل های آنی خطرناك ترنیست. به هنگام روخوانی باید چنان فضائی را به وجودآورد، كه هنرپیشه ها شوكه بشوند، سؤال كنند، كه برای مثال چرا نقش این جمله را بیان می كند، یا چرا من این حرف را می زنم. هنرپیشه باید تا آن حد پیش برود، كه بگوید من، یا نقش به جای این جمله كه آمده، جمله ای را كه من فكرمی كنم درست است، باید بگوید، یا نقش می بایست می گفت. هم وغم كارگردان باید، درتمام طول تمرین این باشد، كه حضور ”سؤال‚ حس شود. تماشاگرهم باید همین حال را داشته باشد، هم بپذیرد وهم بپرسد و جمع اضداد را حس كند. از پای میز، یعنی از روخوانی نباید یك دفعه روی صحنه رفت. بهتراست صحنه به صحنهء جزء جزء كاركرد. باید به صحنه رفت و دوباره به پشت میز برگشت. مهم است، كه این حالت موقتی و قابل كمال همیشه حفظ بشود. همینطورتماشاگرنباید كاررا تمام شده و غیرقابل تغییرببیند. تمامی كار نباید به صورت یك اثركامل، مركب ازجزئیات، بلكه هرجزء باید برای خودش كامل ومستقل باشد. اگرچنین باشد هم ارتباط اجزاء باهم آشكارمی شود وهم تماشاگر منطق نمایش را بهتر درك می كند. كافی نیست، كه روی رابطه ی نقش ها باهم بحث شود، باید روی صحنه رفت و وضعیت های متفاوت را تجربه كرد. آدم وقتی شوكه می شود، كه چیزی برخلاف انتظارش را ببیند. شوك و تعجب را باید به جان خرید. چیزی روی ما اثرمی گذارد، كه مارا تكان بدهد. تئاتر باید تكان دهنده باشد. به وقت تمرین روی صحنه باید اوایل كار حضورتماشاگر را فراموش كرد. این كارموجب می شود، كه هنرپیشه آزادی و راحتی بیشتری حس كند، اما بعدها باید جای تماشاگررا مشخص كرد، چراكه اجرای هراثر مستلزم آن است، كه تماشاگر بیدارباشد و منظور و هدف هنرمندان را بفهمد، تا بتواند نظربدهد.
نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
نمایشنامه با رشد تئاتر و به موازات آن جشنواره ها و قوانین مربوط به متن نمایشنامه ها خصوصا اورژینال بودن متنها که امروزه یکی از قوانین دست و پا گیر می باشد . اولین دغدغه ی تئاتر یها ی جوان ،داشتن متن نو و دست اول می باشد .این دوستداران نمایش ،اغلب خود دارای ایده های نو و خوبی می باشند که مترصد نوشتن آن هستند .اما ممکن است از نظر تکنیکی ایده هایشان به ثمر ننشیند .در اینجا سعی شده متودی ساده برای نمایشنامه نویسی عرضه شود تا نویسندگان جوان و تازه پا به عرصه گذاشته ی نمایشنامه نویسی نیز مجالی برای نوشتن داشته باشند .این متد با توجه به ساده ترین روشهای نمایشنامه نویسی ارائه می گردد.که امید است مورد استفاده ی نویسندگان نو پای نمایش قرار گیرد.
ادامه مطلب نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
درام رابطه ی علت و معلول از مباحث مهم دراماتیزه کردن نمایشنامه است .اینجاست که باید تمامی رخدادها و کنشها و واکنشها بر اساس رابطه ی علت و معلول بنا شود . مطمئن باشید در زندگی ما هم این رابطه موجود است . همیشه به شوخی شنیده ایم که " اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده ، بدان عاشق شده است و گریه کرده ! " در جمله ی طنز آلود به خوبی این رابطه پیداست . ............................................................اما بحث ما جدی است .
ادامه مطلب نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
شناخت نمايشنامه هاي مدرن ايراني
در ميان انواع تئاتر كه به شكل و شيوه ها و در ژانرهاي مختلف اجرا مي شود ، شايد نوع تئاتر مدرن بيشتر در نمايشنامه نويسي و كارگرداني تئاتر معاصر كشور ما طرفدار داشته باشد . گرايش به اين نوع تئاتر از آنجا سرچشمه مي گيرد كه پديد آورندگان تئاتر ( نمايشنامه نويس و كارگردان ) كوشش مي كنند تا تئاتر خود را با زبان متفاوت و ساختار تازه اي كه با زمان معاصر سنخيت داشته باشد ، عرضه كنند . از اين رو عنصر تفكر و انديشمندي در ساختار آثار آنان نقش مهم و به سزايي دارد. چنين هنرمندان تئاتر ديگر بر آن نيستند بر اساس سنت هاي قديمي و روش هاي كلاسيك دست به تجربه هاي صحنه اي براي تئاتر امروز بزنند.بلكه آنان در پي آنند با شكل و شيوه و قالب جديدي اثر صحنه اي خود را به تماشاگر امروز عرضه كنند. اثري كه هم حرف تازه اي از ميان صدها يا هزاران تم و پيرنگ نمايشي داشته باشد و هم در ساختار و قالب جديد پيشنهاد نويني را براي اجرا مطرح كند . اما براي ورود به اين بحث لازم است ابتدا توضيحي از نمايشنامه مدرن ارائه بدهيم و سپس به بررسي اين مساله در آثار نمايشنامه نويسان و كارگردان تئاتر معاصر بنشينيم . نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
مقالهاي درباره هنرهای نمایشی بخش عمدهی نظریات قرن بیستم اروپایی دربارهی هنرهای نمایشی معطوف به پرسشهای چندی است که عمدتاً خاستگاهی ارسطویی دارند: کارکرد اصلی درام لذت بخشیدن باید باشد یا تعلیم دادن؟؛ درام را تا کجا براستی می توان «آینهای در برابر طبیعت» دانست؟؛ اساس درام در متن است یا در اجرا؟؛ آیا می توان به «تئاتر تام» دست یافت که در آن مولفههای شخصیت، پیرنگ، موسیقی، حرکات و منظر کلی قابل تفکیک از یکدیگر نباشند یا نه؟؛ آیا مفاهیم ارسطویی مهمی چون« کاتارسیس » یا«هامارتیا» تناسبی با تراژدی مدرن دارند؟، یا، به واقع آیا مقولات ژانری و ساختاری مقبول - تراژدی، کمدی، نقطهی اوج، گره گشایی و نظایر اینها - مناسبتی با مطالعات دراماتیک به طور کلی، خواه مدرن و خواه جز آن، دارند یا نه؟نظریهی دراماتیک در طول ده های آخر سدهی بیستم به اشکال مختلفی این میراث را بر گرفته و مورد کنکاش و بازآرایی قرار داده است. این نظریه در صدد ارزیابی تازهای از تاریخ رسمی تئاتر، بدون توجه صرف به ادواری که محققان و متخصصان معمولاً مطرح کردهاند(دوران باستان، دوران رنسانس اروپایی و دوران مدرن اروپایی) ، بوده است. از آن جا که تحقیقات تازه در حیطهی تاریخ نگاری تئاتر معیارهای مقبول برای تعیین« ارزش هنری» را به چالش کشیده و باز پی ریختهاند، پژوهشگران در اطلاق عنوان فعالیتهای تئاتری« حائز اهمیت» در دورانهای خاص هم محتاطتر و هم منعطفتر شدهاند. در نتیجهی این انعطاف اخیر در خصوص طیف و تشکل هنرهای نمایشی، قالبهای از یاد رفته (هنرهای عامیانه و عامه پسند، تئاترهای محلی و غیر حرفهای)، انواع اجرا یا «کنش نمادین»(کلیفورد گریتس) که معمولاً مورد بررسی دانشجویان تئاتر قرار نمی گیرند، شرایط و زمینههای اجتماعی تولیدات تئاتری، و شالودههای ایدئولوژیک متون نمایشی مورد توجه روز افزونی قرار گرفتهاند. در نتیجه، مطالعات تئاتری معاصر هر چه بیشتر بحثهای نظری موثری دربارهی هنر نمایشی و بلکه در وجه مهمتر، دستگاه نقادانهی پیچیدهای را عرضه کرده است که از توان رمز گشایی از همهی « کنشهای نمادین» برخوردار بوده و از این رو قادر به مداخله در جریانی است که بحران پسامدرنیستی معاصر در حیطهی نمایش و بازنمایی دانسته میشود. باید خاطر نشان کرد که به رغم این گونه گونی و به رغم چندین دههای که از آغاز مطالعات گسترده دربارهی هنرهای غیر غربی(مغایر با سنتهای انتقادی غربی) می گذرد مطالعات اروپایی چنانکه امروزه ملاحظه میشود موضع مسلطی در نظریهی دراماتیک داشته است. پیش از مروری بر تازه ترین گرایشها در نظریه و نقادی دراماتیک، ضروری است که وضع کنونی هنرهای نمایشی را مورد توجه قرار دهیم. نقادی معاصر غربی، از بسیاری جهات، واکنش به بحران بقای تئاتر در عصری است که تولیدات فرهنگی در آن به شدت تکنولوژیک و کالایی شدهاند. در حالی که تلویزیون، سینما و تکنولوژی ویدئویی تئاتر را هر چه بیشتر به حاشیه رانده و اکنون سرمایه گذاری بسندهای در حیطهی هنرهای نمایشی نمیشود، حتی نمایش خانههای تجاری نیز در زیر ضربهی (تکنولوژی نوین) ارتباطات جمعی برای حفظ حیات خود به تقلا افتادهاند. شگفت آنکه، با وجود بیش از یک سده تجربه گرایی در حیطهی فضاهای تئاتری و فنون دراماتیک، عمدهی تئاتری که امروزه به صورت تجاری در غرب به حیات خود ادامه میدهد ظاهراً به طور سنتی و برای صحنههای متعارف طراحی شده، شخصیت پردازی، دیالوگ نویسی و پیرنگ بندی کم و بیش واقع گرایانهای را به کار می برد. این رویکرد آشکار به قراردادهای سنتی را میتوان به منزلهی راه بردی تدافعی در نظر گرفت که تئاتر تجاری را قادر به حفظ آن نوعی از هنر نمایشی میسازد که در معرض انقراض قرار گرفته است. تئاتر معاصر، با ایفا کردن نقش یک موزه هنرهای نمایشی، در روند کالایی سازی نوستالوژی مشارکت کرده، به این وسیله دستکم درآمدی معادل درصدی از درآمد موزههای دایناسورها و صنعت مدهای منسوخ را کسب می کند. برای مثال اپراها و موزیکالهای معاصر( به ویژه هنگامی که در نمایش خانههای بازمانده از دوران پیش از جنگ به اجرا گذاشته میشوند) میتوانند در بازار آزاد با موسیقی تلویزیونی به رقابت برخیزند؛ و میزان استقبال از موزیکالهای عامه پسند تقریباً مشابه با میزان استقبال از کنسرتهای راک است. تئاترهای عامیانه و اجراهای تازه از «آثار کلاسیک»(مثلاً تراژدیهای یونانی) نیز تا حدی کمتر، میتوانند به خاطر ظرفیت وجودییشان به عنوان گنجینههای میراث غرب از انواع و اقسام حمایتهای مالی نهادها بهره مند شوند. محبوبیت هم چنان شکسپیر درآمدی هر چند اندک را تضمین می کند که به شرکتهای شکسپیری اجاز ه می دهد تا هرازگاهی نمایشهای تازهای را به روی صحنه ببرند. بیجا نیست که تمایزی میان تئاتر«تجاری» و هنر نمایشی «آوانگاردی» که مورد تحسین نقادانهی هنرمندان بوده قائل شویم، هنری که تئاتر تجاری رسمی را به چالش کشیده و در عین حال، خود متکی به مصوبات رسمی دیگری است که مورد تایید
با این حال، طیف متنوع فعالیتهای تئاتری که امروزه در سطح جهان پی گرفته می شوند بسیار فراتر از آنند که در غرب، در نمایش خانه هایی که به لحاظ تجاری به رقابت با یکدیگر بر خواستهاند یا نمایش خانه هایی که مورد حمایت موسسات فرهنگی دولتی قرار دارند، به چشم می آیند. این تئاترها در اکثر نقاط دنیا نه تنها در فضاهای رسمی و دارای پشتوانهی اقتصادی بلکه بیشتر در مکان های غیر رسمی و غیر علنی، اغلب بدون داشتن بودجه یا نمایش خانه ی رسمی و اغلب با ریسک سیاسی بالا، به اجرا گذاشته می شوند. گروه های تئاتر مردمی که همیشه مورد حمایت انبوهی در سر تا سر جهان بودهاند نمونههای توانمندی از سیاست فرهنگی مخالف در کردار، و در شکل کنونی خویش و نیز از زیبایی شناسی ستیزنده با جامعهی مصرفی پساصنعتی اند. چنین گروههایی، با عمل کردن در بیرون و در برابر ساختارهای قدرت در جوامع خود، در سطوح مختلف در مبارزات جاری برای کسب حق تعیین سرنوشت و رهایی سیاسی مشارکت می کنند؛ احیای هنرها، آداب و رسوم، تاریخها و زبانهای محلی و نیز سازمان دهی اقتصادی و سیاسی علیه فقر، ستم نژادی و جنسی و دیگر موارد نقض حقوق بشر. در مجموع، گروههای تئاتری مردمی جنبشی بینالمللی را در عرصهی هنرهای نمایشی شکل میدهند که از لحاظ دامنهی زیبایی شناسی قابل قیاس با سینما بوده و در مقام یک فعالیت سیاسی تاثیر گذاری چشم گیرتری دارد. در طول دههی هشتاد اتحاد بینالمللی تئاتر عامه پسند به منظور ایجاد شبکهای در میان این گونه گروهها و جلب توجهات نقادانه به آثار آنها شکل گرفت. این اتحاد اختصاصاً تئاترهای جهان سومی را مورد توجه قرار داده، اما روشن است که تئاترهای زیرزمینی حد و مرزی نمی شناسند؛ درواقع، بسیاری از هنرمندان تاثیر گذار کانون رسمی غرب(میرهولد، برشت و پسکاتور) در طرح تئاتر سیاسی خود به آثار گروههای مردمی توجه نشان داده اند. در میان طرحهای متعددی که در سالهای اخیر در عرصهی بینالمللی به رسمیت شناخته شده اند میتوان به این موارد اشاره کرد:Kamivii thu connunity educational and cultural centre در کنیا؛ آثار اولیه ی واتسلاوهابل در چک اسلواکی؛sistern collective در جامایکا؛ گروه تئاتری هفت: چهل و هشت جان مک گراد در انگلستان و اسکاتلند ؛ jana natya manch در هند ؛aducational theatre association el teatro campesino در فیلیپین ؛teatro dela esperanza و san Francisco mim troupe در ایالات متحدهی آمریکا. تئاترهای سیاسی مردمی وجه اشتراکی با تئاتر آوانگارد دارند و آن نگرش انتقادی نسبت به فرهنگ معاصر است؛ این هر دو، به تعبیر هوارد برنتون نمایشنامه نویس، در صدد« برآشفتن نمایش» زندگی مدرن و نمایاندن تناقضات فرهنگی متعدد آن. تئاترهای تجربی( خواه به شکل رسمی و خواه نه)، از آن جا که اغلب بدون حمایتهای مالی رسمی به اجرا گذاشته شده و از آن جا که، مطابق با بحث بنیامین، مایل به جذب اشکال هنری تازهتر و به روز بودن بوده یا خواهان وارد بحث شدن با این اشکال و این معاصریتاند، توانایی خاصی برای تحمل شرایط این عصر تکنولوژیک و شاید حتی دور کردن تئاتر از خطر انقراض، دارند. این هر دو گونهی تئاتر طیف متنوعی از فنون نمایشی، از جمله تبلیغات تحریک آمیز، هنر شعاری، کاریکاتور سازی، بند بازی و تردستی، برنامههای کابارهای، برنامههای عروسکی و با نقاب، جا به جا سازی هویتهای مونث و مذکر و رقص بهره می گیرند. تعجبی ندارد که، انعطاف پذیری و خلاقیت هنری چنین گروههایی تجسم تازهای از مرزهای در حال فروپاشی میان هنر، فعالیت سیاسی و سرگرمی شده است. در غرب، تئاترهای بدیع و ستیزه جو اغلب در بستری عمل کردند که به هر سه نوع تئاتر زیر زمینی، آوانگارد و تجاری تمایلاتی نشان دادهاند. جنبشهای سیاسی دهههای شصت و هفتاد_ اعتراضات علیه جنگ، سرمایه داری و امپریالیسم؛ تحریک و تشویق به کسب رهایی نژادی و جنسی_ پیدایش نسل جدیدی از نمایش نامه نویسان و نیز توصیهی گروههای دارای گرایش سیاسی را در پی داشت. در انگلستان و امریکا، تئاترهای متمایل به چپ جدید در طول این دو دهه از نظر کمی رشد چشم گیری پیدا کرده، در آغاز، نمایش نامههای آگاهی بخش و مبتنی بر تبلیغات تحریک کننده را در جایگاههای کوچک به اجرا گذاشته، رفته رفته به صحنههای بزرگتر روی آوردند. تئاترهای آفریقایی_ امریکاییان، فمینیستها و همجنس بازان، نه تنها در راستای ترسیم تازهی مرزبندیهای موجود میان فرهنگ والا و فرهنگ عامه پسند بلکه در شکل دهی به کانون درام اواخر قرن بیستم در زبان انگلیسی ( که روند افزایش اخیر در نشر مجموعهی نمایشنامهها نمودی از آن بوده ) نقش ثمربخش و خلاقانهای ایفا کردهاند. از اواسط دههی هشتاد به این سو، هنرمندان و گروههای متعلق به سیاهان بریتانیایی، آمریکاییان مکزیکی تبار، بومیان امریکا و امریکاییان آسیایی تبار سرانجام توجهات نقادانه را به خود جلب کردهاند. نمایشنامه نویسان و گروههای فعال بسیاری در دوران پس از جنگ جهانی ظهور کردهاند، نمایش نامه نویسانی چون لورن هانسبری، امیری باراک، اد بالینز،آدرین کندی، آگوست ویلسون، نتوزاک شانگ، کریل چرچیل، پم جیمز، هاروی فایزستاین، مارتین شرمن، مصطفی ماتورا، کریل فیلیپس، بنجامین زخانیا، ژاک لینگ روره، حنیف قریشی، لوییس والدز، خورخه ارتا، فرانک جین و گروه های تئاتری چون: Negro ensemble company؛free southern theatre monstrous amaha magic theatre؛spider woman theatre workshop theatre ؛ بانی توجه نقادانهی کنونی به گفتمان و تئاتر ستیزه جو عمدتاً چالشی بود که گروههای زیر زمینی و آوانگارد به راه انداختند. نسل جدیدی از منتقدان سیاسی به سیاست جنسی و نژادی نمایان در تاریخ و متون نمایشی پرداخته، توجه خود را به آثار موقعیت گرایان بینالمللی و تحلیل آنها از جامعهی نمایش معطوف داشتهاند تا به این وسیله نحوهی به نمایش درآمدن تقابل فرهنگی در کل جامعه را مورد کنکاش قرار دهند. این توجهات و دیگر توجهات مشابه آن به ویژه در ایالات متحده وجههای نظری به خود گرفته و به تفصیل شرح و بسط داده شده، مطالعات مربوط به تئاتر رنسانسی اساساً نقش مهمی در ارائهی تعریف تازهای از عرصهی نقادی دراماتیک ایفا کرده است. در طول دههی هشتاد مطالعات تئاتری در نتیجهی انتشار بحثهای مناقشهانگیزی در حیطهی نظریهی انتقادی و هنرهای نمایشی به کلی دگرگون شد. نظریه پردازان متاخر روش شناسیهای تاویلی متعددی، از جمله نشانه شناسی، شالوده شکSpilt britches wow café؛reginent؛native american؛gay sweat shop؛rhinoceros؛national؛theatre of aztlann؛theatre ensemble.asian American performing artists theitre؛ | |||||||||||||||||||||